"آموزش چگونه یاد گرفتن" امروزه موضوع مورد توجهی در مدارس است، هر چند درسنامه‌های تالیف شده برای آن سال‌هاست که در دسترس معلمان و دانش‌آموزان است. اما وقتی از یادگیریِ یادگیری صحبت می‌شود، اتفاق نظری درباره معنای آن وجود ندارد. ساده‌ترین تعریف این است که در مدرسه تنها نباید به دادن اطلاعات اکتفا کرد بلکه طریقه پردازش اطلاعات و ساخت دانش نیز آموزش داده شود.

Learning_How_to_Learn

"آموزش چگونه یاد گرفتن" را همچنین یاد دادن مجموعه‌ای از مهارت‌ها مانند مهارت مطالعه، تفکر انتقادی، مدیریت زمان و برنامه‌ریزی مطالعاتی و هدف‌گذاری درسی می‌دانند. هدف آموزشِ این مهارت‌ها تبدیل دانش‌آموز به یادگیرنده‌ای خودکفا و خودبرنامه‌ریز است.

Learn_map

طبق تحقیقات انجام‌شده، از آموزش مهارت‌های یادگیری به عنوان درسی مستقل در مدرسه، نتیجه‌‌ی قابل اطمینانی بدست نیامده و در بعضی موارد، اثربخش و در مواقعی بی‌تاثیر بوده است. بعضی دانش‌آموزان این مهارت‌ها را بی‌ربط به درس‌های دیگر خود می‌دانند و آموزش این مهارت‌ها را ارائه‌ی نکات و توصیه‌های عمومی و بی‌استفاده ارزیابی می‌کنند.

امروزه توصیه می‌شود "آموزش چگونه یاد گرفتن" درون درس‌ها گنجانده شود و با توجه به طریقه تفکر درباره هر درس، آموزش داده شود. با این حال مهم‌ترین نکته، آموزشِ پردازش درست اطلاعات به دانش‌آموز است و درون و بیرون از دیگر درس‌ها بودن، موضوعی ثانویه است.

طبق چرخه یادگیری فعال کِلب که تجربه را اساس یادگیری می‌داند؛ بهترین نوع یادگیری، انجام آن است و اگر به نتیجه نرسد، بازبینی و تغییر روش دادن تا رسیدن به نتیجه مطلوب است. دایره کلب شامل چهار مرحله انجام دادن، مرور و بررسی، یادگیری و به کارگیری است. دانش‌آموزان خود می‌دانند چگونه بهتر یاد می‌گیرند و چیزی که لازم دارند تشویق به این است که در این‌باره صحبت کنند، آن را بررسی کنند و به اینکه چه روشی بهترین نتیجه را برایشان دارد فکر کنند.

مثالی از این شیوه‌ی نگاه به یادگیریِ یادگیری، رویکرد Learning How To Learn است که Maggie Coats از Open University ولز در سال 1991 تالیف کرده است و در زیر به معرفی کوتاهی از این رویکرد می‌پردازم.

اصولی برای رویکرد "Learning How To Learn":

1. اگر دانش‌آموزان درباره روند یادگیری خود فکر کنند، روش‌هایی که برای یادگیری استفاده می‌کنند را شناسایی خواهند کرد و می‌توانند بفهمند برای یادگیری موضوعی مشخص چه روشی به کارشان می‌آید.

2. بدین گونه آنها متوجه عوامل موثر در یادگیری‌های قبلی خود خواهند شد و از گذشته برای امروز بازخورد می‌گیرند.

3. اگر این آگاهی از روند یادگیری خود را از هر موضوع به موضوعی دیگر ادامه دهند، می‌توانند بر مسیر یادگیری خود نظارت داشته باشند.

4. در نهایت وقتی یک درس به پایان رسید باید بدان بازگشت و به تجربه یادگیری فکر کرد، اینکه دفعه دیگر به چه صورتی می‌توان آن را بهتر آموخت. به این روش "یادگیرنده بازتابنده" می‌گویند.

این رویکرد بر آن است که دانش‌آموز را وادارَد، خود به روند یادگیری‌اش بیندیشد و با بازبینی روند طی شده بتواند در مسیر یادگیری خود بهبود حاصل کند. در این رویکرد دانش‌آموز خود مسئولیت فعالیت‌های یادگیری‌اش را به عهده دارد و روند یادگیری با کاوشگری و اکتشاف همراه است و معلم مسئول راهنمایی و ارزیابی عملکرد دانش‌آموز است.

مراحل اصلی"Learning How To Learn": آماده‌سازی، کاوش، پیاده‌سازی و بازبینی

در مرحله آماده سازی درباره درس امروز و چگونگی یادگیری آن فکر می‌کنند.

مرحله کاوش و جستجو، مرحله یادگیری مطالب و مهارت‌ها و درک و انجام تمرینات است.

مرحله پیاده‌سازی، انجام پروژه یا فعالیت یا آزمون مربوط به درس یادگرفته شده است.

مرحله بازبینی، روندی هست که هر دانش‌آموز با توجه به توصیه‌هایی که پس از دریافت نتیجه کار یا آزمونش دریافت کرده، طی می‌کند و به انجام بهتر دوره جدید یادگیری او کمک می‌کند.

اجزای این چهار مرحله: 

Learning How to Learn