ترس اجتماعی یکی از شایع‌ترین اختلالات اضطرابی‌ست، که شامل ترس از آن دسته از موقعیت‌های اجتماعیست که در آن‌ها نوعی مورد شرم و خجالت قرار گرفتن و یا تماس با غریبه‌ها مطرح است. ترس اجتماعی در پایان کودکی و شروع نوجوانی شیوع دارد و گریبانگیر بسیاری از دانش‌آموزان است و می‌تواند زمینه‌ساز اختلالات هیجانی و اضطرابی در بزرگسالی هم باشد.

Social anxiety causes

ترس اجتماعی در من از دوره راهنمایی نمود پیدا کرد و کم‌کم مدرسه را برای من از فضای یادگیری و تجربه به فضایی برای تحمل فشارها تبدیل کرد و با افت و خیزهایی، همیشه درون من باقی ماند. شاید دلیلِ در فکرِ مدرسه ماندنِ من همچنان به این ترس برمی‌گردد. مسئولیت‌پذیری و سکوت من در مدرسه که نتیجه‌ی ترس از هر گونه درگیری و پرسش و پاسخ با معلمان و دانش‌آموزان بود، از من دانش‌آموزی برگزیده و در حال عذاب ساخت؛ بدون خودآگاهی، بدون شناخت از وضعیت حال و بدون هیچ هدف و آرزویی برای آینده.

می‌دانم که شیوع ترس اجتماعی در بین نوجوانان بیشتر شده است و شناخت و رویکرد خانواده‌ها و مدارس در این باره تغییر آنچنانی نداشته است، رواج شبکه‌های اجتماعی به عنوان فضایی برای غرق شدن و کنده شدن از واقعیت‌های زندگی روزمره و از طرفی ناامیدی بسیاری از جوانان از وضعیت کار و درآمد؛ شاید شرایط را برای نوجوانانِ در حالِ تحملِ فشارِ اضطراب اجتماعیِ هر روزه در مدرسه، بحرانی‌تر کند. اما برای این موضوع چه می‌توان کرد؟ مانند تمام مشکلات اجتماعی؛ بیان مشکل و مطرح ساختن آن قسمتی از راه‌حل است، حداقل کاریست که کسانی مثل من که با این مشکل دست به گریبان بوده‌اند می‌توانند بکنند.

مونیکا گراهام، دانش‌آموز دبیرستانی از کانادا سه سال پیش با انتشار ویدیویی درباره اضطراب اجتماعی خود در مدرسه، سعی در بیان این مشکل کرد. این ویدیو که حدودا نیم‌میلیون بار دیده شده، بیش از چهار هزار بازخورد دریافت کرد که بیشترشان دانش‌آموزانی بودند که در حال حاضر از اضطراب اجتماعی در مدرسه رنج می‌برند و مشارکت کلاسی به معنای ارائه و پرسش و پاسخ در جمع بزرگی از دانش‌آموزان که در سکوت کلاس به آنها خیره شده‌اند؛ برایشان عذاب‌آور است. او همچنان در کانال خود با ساخت ویدیوهایی روند کنار آمدنش با این مشکل را شرح می‌دهد.

Monica Graham

درمان‌های معمول اضطراب اجتماعی شامل دارودرمانی، آموزش مهارت‌های اجتماعی و روان‌درمانی می‌شود. انواع روان‌درمانی برای درمان اضطراب اجتماعی تبیین و پیشنهاد شده است، هر چند اکثر تحقیقات مربوط به این حوزه جدید هستند و از سال 2000 به بعد منتشر شده‌اند و هنوز نیاز به پژوهش‌های بیشتری برای یافتن راهکار بهینه برای این مشکل وجود دارد. از میان روش‌های روان‌درمانی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (Acceptance-Commitment Therapy) اثربخشی بهتری را در پژوهش‌ها نشان داده است که در زیر خلاصه‌ای از این رویکرد را می‌خوانیم که از پژوهش "تأثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش اضطراب و افسردگی دانش‌آموزان دارای ترس اجتماعی (پرویز مولوی و همکاران، 2014)" برداشت شده است:

"درمان مبتنی بر پذیرش و تعهدACT: در این روش درمانی به افراد آموخته میشود که به جای اجتناب فکری و عملی از افکار و موقعیتهای اضطرابزای اجتماعی، با افزایش پذیرش روانی و ذهنی نسبت به تجارب درونی مانند افکار و احساساتی که در حضور و صحبت در جمع به آنها دارند و همچنین با ایجاد اهداف اجتماعیتر و تعهد به آنها، با این اختلال خود مقابله کنند.

درواقع رویارویی فعال و مؤثر با افکار و احساسات، پرهیز از اجتناب، تغییر نگاه نسبت به خود و داستانی که در آن فرد به خود نقش قربانی را تحمیل کرده است، بازنگری در ارزشها و اهداف زندگی و در نهایت تعهد به هدفی اجتماعیتر را میتوان جزء عوامل اصلی مؤثر در این روش درمانی دانست.

ACT

در واقع فرایندهای مرکزی ACT ، به آزمودنیها آموزش داد چگونه عقیده‌ی بازداری فکر را رها کند، از افکار مزاحم گسیخته شود، به جای خودِ مفهومسازی شده، خودِ مشاهده‌گر را تقویت نماید، رویدادهای درونی را به جای کنترل بپذیرد، ارزش‌هایش را تصریح کند و به آنها بپردازد.

رویکرد پذیرش و تعهد درمانی به جای آنکه روی برطرف‌سازی و حذف عوامل آسیب‌زا تمرکز نماید به مراجعان کمک می‌کند تا هیجانات و شناخت‌های کنترل‌شده خود را بپذیرند و خود را از کنترل قوانین کلامی که سبب ایجاد مشکلاتشان گردیده است خلاص نمایند و به آنها اجازه می دهد که از کشمکش و منازعه با آنها دست بردارند. مداخلات ACT حول‌وحوش دو فرایند اصلی تمرکز دارد: ۱. پذیرش تجربیات درونی ناخواسته که قابل‌کنترل نیستند. ۲. تعهد به زیستن یک زندگی ارزشمند و اقدام در جهت آن."

با وجود کارا بودن اینگونه روش‌های روان‌درمانی، مدرسه هم می‌تواند با تغییر فضای کلاس‌ها و فراهم ساختن امکان یادگیری مهارت‌های اجتماعی و کاستن از فشارها بر دانش‌آموزان دارای اضطراب اجتماعی به آنان کمک کند. در نوشته‌های بعدی به این می‌پردازم که محیط مدرسه و رفتار معلمان چگونه می‌تواند به این منظور تغییر و بهبود یابد.