اگر بخواهیم بگوییم چه چیز در کلاس درس می‌تواند باعث تشدید اضطراب اجتماعی شود؛ ابتدا لازم است به چرخه بروز آن نگاه کنیم: اضطراب اجتماعی با افکار نگران‌کننده قبل از برخورد اجتماعی شروع می‌شود و این افکار منفی باعث کناره‌گیری از موقعیت اجتماعی می‌شود، تلقی افراد مقابل از این ارتباط، منفی خواهد بود و در نهایت به انزوای شخص مضطرب می‌انجامد، آنچنان که در تصویر زیر می‌توان دید.

diagram_social_anxiety

در کلاس درس هم به همین صورت است و دانش‌آموزی که تجربه شکست در برخوردهای اجتماعی را دارد با نگرانی‌هایی پا به کلاس می‌گذارد و اگر نتواند در برخوردهای اول و نخستین روزهای مدرسه خود را به همکلاسیان بشناساند، در نهایت در جمع پذیرفته نشده و منزوی می‌شود. این جا است که روند کلاس و برخورد معلم می‌تواند کارساز باشد.

از نشانه‌های قابل مشاهده‌ی کسی که در حالت اضطراب است می‌توان به عرق کردن زیاد، افکار بیش از حد و مردد بودن، بالا رفتن ضربان قلب و درد در قفسه سینه اشاره کرد. همه‌ی اینها حالت‌های اضطرابی رایجی هستند که برای من در مدرسه بسیار اتفاق افتاده‌اند و می‌دانم چه نوع تدریس و روندی به تشدید این نشانه‌ها منجر می‌شود. (نمودار دایره ای شکل زیر دقت چندانی ندارد).

that_will_speak_to_you_if_you_suffer

اگر بخواهم بزرگترین عامل در اضطراب کلاسی را مشخص کنم حداقل برای من کلاس بی‌هدف و فعالیت‌های غیرقابل پیش‌بینی بوده است؛ مفهومی که پیاژه آن را سایق یا تمایل به تعادل‌جویی می‌داند که "چنین به نظر می‌رسد که در ما یک نیاز ذاتی و غریزی برای نظم‌یابی، ساختار داشتن و قابل پیش‌بینی بودن وجود دارد." این تمایل در دانش‌آموزان دارای اضطراب اجتماعی بیشتر است چون آنها با افکار منفی درگیرند و می‌خواهند برخوردهای اجتماعی بی‌اشکال داشته باشند و هر گونه اشتباه در جمع به پایین آمدن عزت‌نفس و اضطراب بیشتر آنها می‌انجامد.

متاسفانه خیلی از معلمان توقعات، روش تدریس، امتحان گرفتن و نمره دادن خود را به روشنی برای دانش‌آموزان بیان نمی‌کنند یا اگر می‌گویند هم طبق آن پیش نمی‌روند و این موضوع که هر لحظه ممکن است تمرین یا خواسته‌ای جدید از دانش‌آموز طلب شود، اضطراب بیشتر را در پی دارد.

مفهوم قابل پیش‌بینی بودن روند تدریس تضادی با خلاقانه و کاربردی آموزش دادن دارد. دانش‌آموزان خصوصا آنهایی که نشانه‌های اضطرابی دارند باید بدانند در هر جلسه نیاز به تسلط به چه مقدار از درس‌های قبلی را دارند؟ آیا قبل از درس جدید از آنها سوال می‌شود که حدسیات و دانسته‌های قبلی خود درباره موضوع را بگویند؟ آیا در میان یا پایان تدریس مبحث جدید برای سنجیدن میزان درک مطلب آنها سوالاتی پرسیده می‌شود؟ کدامیک از پرسش‌های کلاسی در نمره تاثیرگذارند؟ دانش‌آموز باید بداند چه توقعی از او می‌رود و این توقع باید نسبت به زمان در اختیار او و درس‌های دیگری که دارد متناسب باشد، اینگونه آمادگی ذهنی برای مشارکت کلاسی را خواهد داشت.

موضوع دیگر القای نظم از طریق ترس در کلاس است و این چیزی است که اگر در دانش‌آموزان بی‌انضباط (در دید مدرسه) تاثیر مثبت بگذارد ولی تاثیر آن در دانش‌آموزان دارای اضطراب اجتماعی، فلج‌کننده است. دانش‌آموزان مضطرب بیش از بقیه، تهدیدها و قوانین محدودکننده را واقعی و لازم تلقی می‌کنند و این فشار کلاس را بر آنها بیشتر می‌کند.

در زیر تصویر جالبی می‌بینید که چگونه بی‌نظمی و غیرقابل پیش‌بینی بودن و تهدیدهای معلم می‌تواند بر فشار اضطراب اضافه کند. باید فضای مشارکت در کلاس ایجاد شود و خواستن مشارکت زوری فقط برای راحت‌تر شدنِ روند تدریس برای معلم (و نه یادگیریِ راحت‌ترِ دانش‌آموز) فشاری بر دانش‌آموزان دارای اضطراب است.

words_from_hell

در مطلب بعدی به این می‌پردازم که چگونه روند تدریس و رفتار معلم می‌تواند به رفع اضطراب اجتماعی در کلاس کمک کند.